|
من اگه از چشماي تو ميگم من اگه در پي نام و نشون تو هستم من اگه از رفاقت تو با تيغ نارفيق به گلو نشسته ات من اگه از زخم كاري دل ميگم مكدر نشو جون پناه من من از چشماي تو ميگم تا ببيني كه روزگارم سخت و تن زخمي آسيه تا تو ببيني كه دلم تنگه براي خونه و همخونه دلم تنگه براي آسموني كه آبي نيست دلم تنگه براي فولادم كه ديگه تا شده خم شده شكسته است دلم تنگه براي ابري كه دلش پره گريست دلم تنگه براي بارون بارون تو رو خدا بزارين بارون بياد بزارين چشما خيس از دعاي مادر بشه باشمام با معرفتا محض رضاي عشق ديگه آفتاب و جيرو بندي نكنين فرصت عشق و از ما نگيرين روشني رو از چشما نگيرين از اون دوتا چشم از اون دوتا چشم سياه
حالا كه وامونده و بريده ام حالا كه سويي نداره چشمام حالا كه تموم دل و دستم از شنيدن اسم قشنگت به لرزه مي افته حالا كه دونستي حالا كه دونستي بي تو ميميرم ميخواي بگم كه تو تو مارو ديوونه كردي آره تو.... تو مارو ديوونه كردي آره.....
ديروزها كسي را دوست داشتي اين روزها دل تنگي اين روزها تنهايي تنها تمام عمر ما به همين سادگي گذشت....
نیستش.... نمیدونم کجاست؟ چه میکنه؟ ولی میدونم که ندارمش هیچ وقت نخواستم که تو رو با چشمات به یاد بیارم نمیخواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم که هنوزم دوست دارم آخه تو حول و ولای پریشونی تو رو نداشتن تو گیرو دارو ای بابا دل تو هیچ حال اون خوش ای بی مروت دیگه دلی میمونه که جور دل کبوتر بتپه که با شما از جون زندگیش بگه بگه که هنوز زندست اگه صدا صدای منه نفس اگه نفس تو بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل دل من دیگه دل نیست دیگه دل نمیشه نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
|
About![]()
توجه ..... توجه
Home
|